تبليغاتX
****عاشقانه خدا را دوست دارم****

****عاشقانه خدا را دوست دارم****
به درد عشق بساز و خموش کن حافظ****رموز عشق مکن فاش پیش اهل عقول


ديگه چيزي تا ديوانگي كامل باقي نمونده

البته خيلي مفصله ...........

يا غياث المستغيثين.....

+ نوشته شده در دوشنبه 29 تیر1388 18:22 توسط آرزو |


هر اومدنی یه رفتنی هم داره

اگه خدا بخواد منم دارم میرم واسه یه مدتی ۲، ۳ جای خوب

اما شایدم نرم

اما در هر حال اومدم حلال بودی بطلبم و خداحافظی کنم ..

از اونایی که مطالبمو میخوندم ممنونم که این مدت تحملم کردن!

اگه عمری باقی بود برمیگردم

و گرنه که اینجا رو به خاکها میسارم تا بیان و بخورن

دعام کنید ، که شدیدا محتاج دعا هستم .

خداحافظ هین حالا

همین حالا که من تنهام

خدا حافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام ...

دلم واسه اینجا تنگ میشه....

 

+ نوشته شده در جمعه 12 تیر1388 12:20 توسط آرزو |


دلمان تنگ است برای دلتنگی ، برای انتظار

مدتهاست باران نباریده چون ما دیگر در دلمان مرور نمیکنیم : دلم تنگ است برایت باران !!

خوانده ایم مردی در باران آمد !!

اما کجاست دلتنگی برای باران تا باران بیاید و مردی در باران بیاید؟؟؟

شاید دلهامان آنقد تنگ شده است که پوسیده ، عزیزان برای دلتنگی دل شاداب میخواهد!!!

به امید شاداب دلتنگی کردن

و به امید آنروز که مردی در باران بیاید ........

اللهم عجل لولیک الفرج... 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 3 تیر1388 3:47 توسط آرزو |


حالا که نمیشه حرف از حال زد

پس به امید خدا سعی میکنم برای این لحظه ، لحظه ای در گذشته بنویسم و شاید از آنچه بودم ...و آنچه شدم ...

با اینکه به خیال خوشم کمتر آشنایی حرفای این دفترو میخونه خیلی راحت و رک .........

اما انگار.........

پس امیدوارم حالا که کمی بیشتر وقت دارم با همون روش قبلی و آرومی که مینوشتم بنویسم

انشاالله

اینا همش نتیجه ی شب بیدار موندنه !....

که دست آخر میزنه به سر آدم ..

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 3 تیر1388 3:9 توسط آرزو |


خدای مهربونم هنوز امتحانا تموم نشده

نفسی تازه نکردم

بازم اعصابمو ریختن بهم

وای خدا

خسته شدم

تا کی ؟!

از این همه بدبختی و جنگ خسته شدم که هیچ بدتر از همه هیچ انگیزه ای واسه ادامه ی نفس کشیدن ندارم

به خدا داغون شدم

خدای مهربون من که جز تو هیچ کسو ندارم

الهی و ربی من لی غیرک

باز هم به تو پناه میجویم

خوشا بحالم که چون تویی دارم در این قلب بیمار و پاره پاره ام ...........

یا الله .........

+ نوشته شده در سه شنبه 2 تیر1388 18:39 توسط آرزو |